
زراتشت نامه , نام کتاب شعری است که 700 سال پیش توسط بهرام پژدو سروده شد. در این کتاب زندگی اشو زرتشت , درقالـب شعر به نگارش در آمد. به یاد این کتاب ارزشمند، نام این سایت را زراتشت نامه نهادم. نوشتارهای این تارنگار هر دو هفته یکبار (چهارشنبه ها) به روز رسانی می شود.مطالب اين سايت در چارچوب قانون اساسي كشور ايران مي باشد؛
در
اين نوشتاردرباره استوانه فرمان كورش بزرگ، شاهنشاهي كه قرن ها پس از اشوزرتشت ، پيامبر ايران باستان مي زيسته است و نمودار يك آريايي زرتشتي مي باشد مي نويسم. بنده در اين وبلاگ بيشتر به موضوعات ديني مي پردازم ولي اين بار در رابطه با اين موضوع تاريخي كه باعث افتخار هر ايراني(چه زرتشتي و چه غير زرتشتي) مي باشد مي پردازم ؛
اين
استوانه ي فرمان كورش است كه در خرابه هاي بابل پيدا شده و اصل آن در موزه بريتانياست. اين استوانه را باستان شناس كلداني به نام هرمزد رسام در سال 1879ميلادي كه گروه باستانشناسي انگليسي در خرابه هاي بابل كاوش هاي باستانشناسي مي كرد، در ميان ويرانه ها يافت و اكنون اصل آن در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.اين استوانه بسيار ارجمند است، فرمان شاهنشاه ايران ، كورش است كه بزرگ منش ، حكيم و بزرگوار بود. او هنگامي كه در سال 539 پيش از ميلاد بدون جنگ و خونريزي وارد بابل گشت، فرمان داد تا اين استوانه را بنويسند.اين فرمان نوشته هاي بيشتري داشته است ولي قسمت بزرگي از آن شكسته و از بين رفته و قسمت سالم آن هم ، شكسته بوده كه به همديگر چسبانده اند و در متن سالم آن هم ريختگي هايي وجود دارد ، ولي آنچه از آن باقيمانده داراي كمال اهميت است. در اين فرمان از آزادي ، حقوق بشر، آزادي اديان و...سخن گفته شده است و به همين دليل اين نوشته نخستين منشور جهاني حقوق بشر نام گرفت. حقوقي كه امروزه پس از دوهزارو پانصد سال آرزوي تحقق آن را در سر مي پرورانيم.اهميت چنين سخناني هنگامي معلوم مي شود كه پيرامون ايران آن زمان را نظري بيفكنيم. در آن زمان پادشاهان آشور و بابل از بريدن سر و سوزاندن اسيران و درآوردن چشم به عنوان افتخارات جنگي در سالنماي خود ياد مي كردند و اعلاميه هاي آنان حاوي شرح خونريزي هاي آنان بود. مقايسه آن اعلاميه ها با اعلاميه كورش ، مقام بلند و والاي كورش را به خوبي نشان مي دهد. وي به درخواست مردم بابل بدون جنگ و خونريزي وارد بابل شد و بي آنكه كسي از او برنجد فرمانروايي كرد و چنان بزرگمنش بود كه توانست افكار ديگران را هم قبول كند و آنها را در طرز فكر و انديشه آزاد بگذارد.آنان دين و آيين ديگري داشتند. او به دين و روش وآداب آنها احترام گذاشت و آزادي كامل به بابلي ها داد؛توجه
كنيد كه ايرانيان كه در آن زمان زرتشتي بودند و امپراطوري بزرگ ايران بيشتر نقاط جهان را تحت فرماندهي خود داشت ولي هرگز ملت هاي زيردست خود را مجبور به پذيرش دين زرتشت نكردند وهر كس در دين و آيين خويش آزاد بود. و اصولا در فرهنگ ايراني و آريايي اين نبود كه به كشور ديگري لشكركشي كنند تا دين خويش را به آن كشور ببرند. در زير گوشه هايي از نوشته هاي منشور كورش بزرگ را مي آورمآنگاه كه بدون جنگ و خونريزي وارد بابل شدم، همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم...ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلي بابل وجايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد....من براي صلح كوشيدم؛
من
برده داري را برانداختم ، به بدبختي آنان پايان دادم. فرمان دادم تا همه ي مردم در پرستش خداي خويش آزاد باشند وآنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند؛من
همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته بود، بگشايند؛همه
مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنها را آباد كردم...من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم..؛در
اين سخنان همان طور كه خوانديد كورش در دوهزاروپانصد سال پيش مردم را در پرستش خداي خويش آزاد گذاشت.چيزي كه امروزه در عصر فناوري وپيشرفت هنوز در خيلي از كشورها وجود ندارد.اين سند گرانبها باعث افتخار هر ايرانيست؛همانطور كه گفته شد در
تاريخ پرافتخار کشورمان زمانی وجود دارد که نیمی از جهان که شامل بیست و هشت ملیت گوناگون می شد زیر سلطه پادشاهی ایران بود و همانگونه که می دانید ایرانیان دینشان زرتشتی بود ولی هرگز ملیت های گوناگون زیر سلطه خود را که هرکدام دین و آیین ویژه خود را داشتند , مجبور به پذیرش دین زرتشت نکردند و همان طور که در فرمان کورش بزرگ خواندید همه مردم در پرستش خدای خویش آزاد بودند و حتی هیچ تبعیض و تمایزی بین افراد به خاطر دینشان گذاشته نمی شد و همان گونه كه پيش تر نيز اشاره شد کلا این موضوع که کشوری به کشور دیگر حمله کند و دین خود را به آن کشور تحمیل کند در فرهنگ ایرانی جایی ندارد؛گردآورنده
:آديش
پاسخ به پرسش ها
يكي از دوستان درباره جشن امردادگان و نيز فلسفه جشن چهارشنبه سوري پرسش كرده بودند؛
جشن امردادگان: درگاهشماري سي روزه زرتشتيان هفتمين روز از هر ماه امرداد نام دارد بنابراين روز هفتم امرداد به موجب برخورد نام روز و نام ماه جشن امردادگان برگزار مي شود. درباره چگونگي برگزاري اين جشن در زمان گذشته اطلاع چنداني در دست نيست. ولي ميتوان حدس زد كه نياكان ما در اين روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشين و دور از شهر مي رفتند و طي مراسمي اين جشن را با شادي و سرور در هواي آزاد و در دامن طبيعت برگزار مي كردند.امروزه نيز در برخي از شهرها و روستاهاي زرتشتي نشين جشن امردادگان برگزار مي شود.اين جشن اغلب در فضاي عمومي و با اجراي برنامه هايي مانند نيايش ، سرود ، دكلمه و سخنراني برگزار مي شود اگر چه آن شدت و شكوه گذشته خود را از دست داده است. توجه كنيد كه امرداد به معني جاوداني و بي مرگي است كه امروزه به نادرست مرداد جا افتاده كه غلط است و بايد امرداد گفته شود؛چهارشنبه سوري
: در بين زرتشتيان جشني وجود دارد به نام جشن پنجه كه درست در پنج روز آخر سال برگزار مي شود. نياكان ما در نخستين روز پنجه كه برابر با بيست و ششم اسفند به تقويم جديد مي شود اين جشن را با آتش افروزي در پشت بام ها وجلوي خانه ها پاس مي داشتند كه طي هزاران سال اين جشن آرام آرام تغييراتي كرده وامروزه به عنوان چهارشنبه سوري جا افتاده است كه در سه شنبه آخر سال برگزار مي شود؛براي آشنايي با جشن ها و مراسم زرتشتيان ، دو كتاب را پيشنهاد مي كنم كه مي توانيد يكي را به انتخاب خودتان تهيه كنيد و بخوانيد : ا- از نوروز تا نوروز نوشته كورش نيكنام/انتشارات فروهر...2- مراسم مذهبي و آداب زرتشتيان نوشته موبد اردشير آذرگشسب /انتشارات فروهر
براي تهيه اين كتاب ها اگر در تهران باشيد مي توانيد به فروشگاه انتشارات فروهر واقع در خيابان انقلاب - خيابان فلسطين جنوبي- شماره 6 - كتاب فروشي فروهر مراجعه كنيد؛
دوست ديگري درباره نجات دهنده آخر زمان در دين زرتشت(سوشيانس) به دنبال منبعي مي گشت . در زمينه سوشيانس دو كتاب خوب موجود است : ا- اسطوره سوشي